|
بعد مدتها باز برگشتم!!
من اسیرم تو فقط لحظه مردن من میتونی واکنی این یوقو ازگردن من
خدایا!داشت ونداشتم از توست پس به داشت و نداشتم شکر !!
خدایا بنازم به قدرتت که چه بزرگی!!!!!!!!
به توباختم تواین بازی رو بردی تبریک زیرو رو شدم به روتم نیاوردی تبریک بودن نبودنم برای توفرقی نداشت واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی تبریک مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات حق داری دیگه نشناسی من با اون قلب سیات حق داری گریه ها مو ببینی وبخندی آزادی تا به هرکی دوست داری دل روزمن تاریک شد تبریک شب به من نزدیک شد تبریک جاده ی عاشقی ما مثل موباریک شد تبریک
چه حالی میده آدم یه چیزای بفهمه که سالها دلش میخواسته بدونه!!
بزن باران که دین را دام کردند شکارخلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ ونام کردند
داری میگذری از من داری رد میشی آسون حرفی برات ندارم بغضم کردی پنهون اشکامو در میاری ولی انگار نه انگار دستامو بگیر تودستات برای آخرین بار یه لحظه چشماتو ببند شاید منو یادت بیاد همون که بش گفتی یه روزجای تو هیچکس نمیاد این شعرعاشقونه نیست یه التماس خوب من غروروگریه میکنم نشکن منو پسم نزن چند بار باید به چشم توبشکنم آروم بگیری بگوچقدر گریه کنم تا دیگه از پیشم نری بگوچقدراشک بریزم تا منوتنها نذاری دارم به چشمات باج میدم تا توبگی دوسم داری اما من هنوزدوست دارم بدون اگه حتی قلبتو پس بگیری اگه مثل امروزم بهم بگی نمیخوام تورو میتونی که بری هنوزم چشماتو می پرستمو بی توهرلحظه رو درگیر توام توخیالم دستاتو میگیرم و بازم احساس میکنم پیش توام
ای خدا چرا اینجوری میشه بعداین همه وقت یکی که میاد آدم بش دل میبنده به راحتی میگیریش ازش؟
پروردگارا!
آهای تو که این همه دوری از من
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند تو این شب های تو در تو .خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی تو این رویای سردر گم خداحافظ گل گندم.خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
مگه میشه دل تو یه روز شکست؟
یادبادآن روزگاران یادباد
گويندبهشت وحور و کوثرباشد پرکن قدح باده و بردستم نه نقدي زهزارنسيه خوشتر باشد
این غافله عمرعجب می گذرد!
آن سوی ناکامی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشتنهاست. خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم هر چه هستی گذرا نیست هوایت بویت فقط آهسته بگو با دلم می مانی؟
برو با رفتنت هیچ نمی شود؛ گیرم پس از دریغ دستانت، دستانم یخ بزنند، گیرم اغوشم از التماس گرمای اغوشت پر شود. گیرم با رفتنت دلم بیش از پیش بگیرد؛ روزگارم سیاه شود، دیوانگی ام بیداد کند. گیرم دیگر دلی در سینه نتپد، نبضی در رگ ها نزند چشمی چشم به راه بماند. گیرم با رفتنت زندگیم تمام شود، ولی تو برو ، با رفتنت هیچ نمی شود
امشب به رسم عاشقی یادی زیاران میکنم در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت میکنم امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد آیا تو هم در یاد ما هستی در این شبهای درد
در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی؟عشق من در ایینه ای است که هر روز در ان مینگری......چشمان تو قبله عشق من است من به ان مینگرم وزیر سایه بان ابروهایت به خواب میروم.خوابی عمیق به عمق اقیانوس. در مهربانی لبهایت خنده می روید. در خمار چشمانت عشق غنچه ترد لبانت را چشیدم و بوییدم گل بلورین تو را تا اعماق وجودم با جمله جاری میشوم احساسم در کالبدی سپید
برای من زیباتر از ریزش نم نم بارون، قشنگتر از دشت و بیابون، رنگ چشمون تو بوده. برای من زیباتر از طلوع خورشید بین کوهها... آب جاری توی رودها... شوق اشکای تو بوده. حقیقته حقیقته ای همیشه تکیه گاهم... ای تو شعر هر ترانم... بی تو همدمی ندارم. عاشق تویی،شیدا تویی مریم پاکیزة من، ای تو معنای صداقت... تو حقیقتی،حقیقت. تو عزیزی،نازنینی، تو،تو این عشق ، عاشق ترینی من به لطفت جون گرفتم... مهربونم،به تو خو گرفتم. تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم...
من از خاکم، من از آتش
آهای تو که این همه دوری از من
نخواستم با غم بسازی ، نخواستم هیچی نگی
گویندکسان که دوزخی باشد مست
بده دستاتوبه من تاباورم شه پيشمي ميدونم خوب ميدوني توتاروپودو ريشم توكه ازدنيا گذشتي واسه يك خنده من چرامن نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن توخيالمم نبود دوباره عاشقي كنم ممنونم اجازه دادي باتو زندگي كنم نميدونم چي بگم كه باورت شه جونمي توي اين كابوس درد روياي مهربونمي ميدوني باتوپراز شعروستاره ميدوني بي تولحظه حرمتي نداره ميدوني درتو اين خدابوده كه تونسته گل عشق و بكاره وقتي حتي پيشمي دلم برات تنگ ميشه باز عشق توتولحظه هام حادثه سازوقصه ساز به جون خودت كه بي توازنفس هم سيرميشم نميدونم چي ميشه بدجوري گوشه گيرميشم ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني هرچه قدر بدميشم اماّ تونجابت مي كني هركجاي دنياباشم بامني ودر مني نگران حال وروزم بيشترازخود مني ميدوني باتوپراز شعروستاره ميدوني بي تولحظه حرمتي نداره ميدوني درتو اين خدابوده كه تونسته گل عشق و بكاره
هفته های تلخ من بوی تنهایی می دن بی خیال اصلا تو نمی فهمی چی می گم، نمی فهمی چی میگم
در مذهب ما مرد گرفتار نباشد... نامردی مردمان دل آزار نباشد... از کوچه ی ما دلبر اگر رفت چه افسوس؟... یاری که گذشت از دل ما یار نباشد
مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند، گدایی عشق میکنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند ، اما همین که مطمئن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند
جلوی اشکاتو بگیر گریه نکن روی گونه هات نذار بارونی شه نذارغضه تودلت زندونی شه قیمت گریه زیاد بیخودی هدر نکن واسه هرکسی تودنیا اشک ودربه در نکن میدونم تحملش سخت ولی گریه نکن دل عاشقت که بدبخت ولی گریه نکن یکی ارزشش رو داره که براش فدا بشی توبدوم که بهترین رفیق براشی توی دریای چشات شدم اسیر گریه نکن جلوی موجای اشکاتو بگیر گریه نکن روی گونه هات نذار بارونی شه نذارغضه تودلت زندونی شه
|
About![]()
یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بیشتر زنده نیست یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی 2 خط موازی که هیچگاه به هم نمی رسند یاد گرفتم در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار نیست و یاد گرفتم هر چه عاشق تری تنهاتری
Home
|