تبليغاتX
یه گوشه تنها

یه گوشه تنها

مهر از همه بریدم تا مهربان بمانی... نا مهربان تو رفتی با دیگری بمانی

بعد مدتها باز برگشتم!!

+نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت19:15توسط محمدرضا | |

من اسیرم تو فقط لحظه مردن من

میتونی واکنی این یوقو ازگردن من

+نوشته شده در شنبه 22 اسفند1388ساعت17:28توسط محمدرضا | |

خدایا!داشت ونداشتم از توست پس به داشت و نداشتم شکر  !!

+نوشته شده در سه شنبه 27 بهمن1388ساعت0:19توسط محمدرضا | |

خدایا بنازم به  قدرتت که چه بزرگی!!!!!!!!

+نوشته شده در یکشنبه 25 بهمن1388ساعت1:38توسط محمدرضا | |

به توباختم تواین بازی رو بردی تبریک

زیرو رو شدم به روتم نیاوردی تبریک

بودن نبودنم برای توفرقی نداشت

واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی تبریک

مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات

حق داری دیگه نشناسی من با اون قلب سیات

حق داری گریه ها مو ببینی وبخندی

آزادی تا به هرکی دوست داری دل

روزمن تاریک شد تبریک

شب به من نزدیک شد تبریک

جاده ی عاشقی ما مثل موباریک شد  تبریک

+نوشته شده در یکشنبه 25 بهمن1388ساعت1:36توسط محمدرضا | |

چه حالی میده آدم یه چیزای بفهمه که سالها دلش میخواسته بدونه!!

+نوشته شده در شنبه 24 بهمن1388ساعت19:53توسط محمدرضا | |

بزن باران که دین را دام کردند

شکارخلق و صید خام کردند

بزن باران خدا بازیچه ای  شد

که با آن کسب ننگ ونام کردند

+نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت0:33توسط محمدرضا | |

داری میگذری از من داری رد میشی آسون

حرفی برات ندارم بغضم کردی پنهون

اشکامو در میاری  ولی انگار نه انگار

دستامو بگیر تودستات برای آخرین بار

یه لحظه چشماتو ببند شاید منو یادت بیاد

همون که بش گفتی یه روزجای تو هیچکس نمیاد

این شعرعاشقونه نیست یه التماس خوب من

غروروگریه میکنم نشکن منو پسم نزن

چند بار باید به چشم توبشکنم آروم بگیری

بگوچقدر گریه کنم تا دیگه از پیشم نری

بگوچقدراشک بریزم تا منوتنها نذاری

دارم به چشمات باج میدم تا توبگی دوسم داری

اما من هنوزدوست دارم بدون

اگه حتی قلبتو پس بگیری

اگه مثل امروزم بهم بگی

نمیخوام تورو میتونی که بری

هنوزم چشماتو می پرستمو

بی توهرلحظه رو درگیر توام

توخیالم دستاتو میگیرم و

بازم احساس میکنم پیش توام

 

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت1:45توسط محمدرضا | |

ای خدا چرا اینجوری میشه بعداین همه وقت یکی که میاد آدم بش دل میبنده به راحتی میگیریش ازش؟

+نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت16:0توسط محمدرضا | |

پروردگارا!
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.

+نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت23:42توسط محمدرضا | |

آهای تو که این همه دوری از من
این روزا در حال عبوری از من
آهای تو که فکر می کنی سوزوندی
دارو ندارم رو با دوری از من
طاقت نداری ببینی می دونم
این همه طاقت و صبوری از من
ستاره ها می گن پشیمون شدی
می خوای بگی که غرق نوری از من
نمی دونم می خوای با قلب سنگی
دل ببری بازم چه جوری از من
فکر نکنم بشه با صد تا دریا
این همه نفرتو بشوری از من

+نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت23:41توسط محمدرضا | |

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند تو این شب های تو در تو .خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی تو این رویای سردر گم خداحافظ گل گندم.خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

+نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت23:39توسط محمدرضا | |

مگه میشه دل تو یه روز شکست؟

+نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت23:32توسط محمدرضا | |

یادبادآن روزگاران یادباد

+نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت15:32توسط محمدرضا | |

گويندبهشت وحور و کوثرباشد

جوي مي و شير و شهد و شکر باشد

پرکن قدح باده و بردستم نه

نقدي زهزارنسيه خوشتر باشد

+نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت1:36توسط محمدرضا | |

این غافله عمرعجب می گذرد!
دریاب دمی که باطرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آرپیاله راکه شب می گذرد

+نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند1387ساعت12:59توسط محمدرضا | |

آن سوی ناکامی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشتنهاست. خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم هر چه هستی گذرا نیست هوایت بویت فقط آهسته بگو با دلم می مانی؟

+نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت1:37توسط محمدرضا | |

برو با رفتنت هیچ نمی شود؛

 

گیرم پس از دریغ دستانت، دستانم یخ بزنند،

 

گیرم اغوشم از التماس گرمای اغوشت پر شود.

 

گیرم با رفتنت دلم بیش از پیش بگیرد؛ روزگارم سیاه شود،

دیوانگی ام بیداد کند.

 

گیرم دیگر دلی در سینه نتپد،  نبضی در رگ ها  نزند  چشمی

چشم به راه بماند.

 

گیرم با رفتنت  زندگیم تمام  شود، ولی تو برو ، با  رفتنت

هیچ نمی شود

+نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت1:31توسط محمدرضا | |

امشب به رسم عاشقی یادی زیاران میکنم در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت میکنم امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد آیا تو هم در یاد ما هستی در این شبهای درد

+نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت1:30توسط محمدرضا | |

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی؟عشق من در ایینه ای است که هر روز در ان مینگری......چشمان تو قبله عشق من است من به ان مینگرم وزیر سایه بان ابروهایت به خواب میروم.خوابی عمیق به عمق اقیانوس. در مهربانی لبهایت خنده می روید. در خمار چشمانت عشق غنچه ترد لبانت را چشیدم و بوییدم گل بلورین تو را تا اعماق وجودم با جمله جاری میشوم احساسم در کالبدی سپید

+نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت1:27توسط محمدرضا | |

برای من زیباتر از ریزش نم نم بارون، قشنگتر از دشت و بیابون، رنگ چشمون تو بوده. برای من زیباتر از طلوع خورشید بین کوهها... آب جاری توی رودها... شوق اشکای تو بوده. حقیقته حقیقته ای همیشه تکیه گاهم... ای تو شعر هر ترانم... بی تو همدمی ندارم. عاشق تویی،شیدا تویی مریم پاکیزة من، ای تو معنای صداقت... تو حقیقتی،حقیقت. تو عزیزی،نازنینی، تو،تو این عشق ، عاشق ترینی من به لطفت جون گرفتم... مهربونم،به تو خو گرفتم. تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم... تو رو دوست دارم...

+نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت1:24توسط محمدرضا | |

من از خاکم، من از آتش

تو از نوری ،تو خورشیدی

من آن مجنون دیوانه

تو آن عاقل، تو فرزانه

من آن مرغم به کنج دل، اسیر تو

تو آن حری تو خود معنای آزادی

من آن عاشق، من آن شیدا

توخود عشقی ،تو خود معشوق

من آن رسوای رسوایم

تو آن شهره به عشق ورزی

من آن لیلی و من شیرین

تو خود مجنون ، تو فرهادی

+نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت1:22توسط محمدرضا | |

آهای تو که این همه دوری از من


این روزا در حال عبوری از من


آهای تو که فکر می کنی سوزوندی


دارو ندارم رو با دوری از من


طاقت نداری ببینی می دونم


این همه طاقت و صبوری از من


ستاره ها می گن پشیمون شدی


می خوای بگی که غرق نوری از من


نمی دونم می خوای با قلب سنگی


دل ببری بازم چه جوری از من


فکر نکنم بشه با صد تا دریا


این همه نفرتو بشوری از من

+نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت1:18توسط محمدرضا | |

نخواستم با غم بسازی ، نخواستم هیچی نگی

نخواستم درد دلت رو دیگه با هیشکی نگی

آخه عشق اجباری نیست ، تو زندون من نمون

حالا که فکر رفتنی ، دیگه از موندن نخون

تا دیدم می خوای بری ، دلم راهتو سد نکرد

برو فردا مال تو ، دیگه اینجا برنگرد

بدون من ، بعد من ، دلتو هرجا جا نذار

غم با من بودنو ، تو من بعد یادت نیار

اگه شونه ت تکیه گاهمه پس چرا من تنها شدم؟

چرا هرلحظه م همیشه ، منم تنها با خودم؟

یه تصویر از عکس چشمات ، روی دیوار دلم

چقدر قصه م خنده داره ، چقدر بیکاره دلم!

تا دیدم می خوای بری ، دلم راهتو سد نکرد

برو فردا مال تو ، دیگه اینجا برنگرد

بدون من ، بعد من ، دلتو هرجا جا نذار

غم با من بودنو ، تو من بعد یادت نیار

اگه شونه ت تکیه گاهمه پس چرا من تنها شدم؟

چرا هرلحظه م همیشه ، منم تنها با خودم؟

+نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت1:15توسط محمدرضا | |

گویندکسان که دوزخی باشد مست
قولی است خلاف دل دراونتوان بست
گرعاشق ومیخواره به دوزخ باشد
فردا بینی بهشت همچون کف دست

این غافله عمرعجب می گذرد!
دریاب دمی که باطرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آرپیاله راکه شب می گذرد

گویندبهشت وحور و کوثرباشد
جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
پرکن قدح باده و بردستم نه
نقدی زهزارنسیه خوشتر باشد

+نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت21:25توسط محمدرضا | |

بده دستاتوبه من تاباورم شه پيشمي  

ميدونم خوب ميدوني توتاروپودو ريشم 

توكه ازدنيا گذشتي واسه يك خنده من           

چرامن نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن

توخيالمم نبود دوباره عاشقي كنم  

ممنونم اجازه دادي باتو زندگي كنم

نميدونم چي بگم كه باورت شه جونمي

توي اين كابوس درد روياي مهربونمي

ميدوني باتوپراز شعروستاره  

ميدوني بي تولحظه حرمتي نداره

ميدوني درتو اين خدابوده كه تونسته گل عشق و بكاره

وقتي حتي پيشمي دلم برات تنگ ميشه باز 

  عشق توتولحظه هام حادثه سازوقصه ساز

به جون خودت كه بي توازنفس هم سيرميشم  

نميدونم چي ميشه بدجوري گوشه گيرميشم

ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني

هرچه قدر بدميشم اماّ تونجابت مي كني

هركجاي دنياباشم بامني ودر مني

نگران حال وروزم بيشترازخود مني

ميدوني باتوپراز شعروستاره 

ميدوني بي تولحظه حرمتي نداره

ميدوني درتو اين خدابوده كه تونسته گل عشق و بكاره

+نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت1:3توسط محمدرضا | |

هفته های تلخ من بوی تنهایی می دن
نمی دونم که یهو چرا این جوری میشن

بی تو هفته های من پُرِ غصه و غمن
پُرِ غصه و غمن، بی تو هفته های من

هفته ها میگذره اما گل من نیومده
دارم از غصه می پوسم چقدر این روزا بده

پُرم از تنهایی، پُرم از غصه و غم
بی خیال اصلا تو نمی فهمی چی می گم، نمی فهمی چی میگم

مرگه هر لحظه برام، قامتم آب شده
دل پرطاقت من دیگه بی تاب شده

بغض تنهایی من، بی تو داره وامیشه
انگاری که روحم از تنِ تو جدا میشه

وقتی نیستی دنیا مثِ زندونه برام
بی تو چیزی جز غم که نمی مونه برام

خونه زندونه برام، ناجیِ آزادی
این همه زندونو تو به قل


هفته ها میگذره اما گل من نیومده
دارم از غصه می پوسم چقدر این روزا بده

پُرم از تنهایی، پُرم از غصه و غم

بی خیال اصلا تو نمی فهمی چی می گم، نمی فهمی چی میگم

+نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت0:57توسط محمدرضا | |

در مذهب ما مرد گرفتار نباشد... نامردی مردمان دل آزار نباشد... از کوچه ی ما دلبر اگر رفت چه افسوس؟... یاری که گذشت از دل ما یار نباشد

+نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت0:54توسط محمدرضا | |

مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند، گدایی عشق میکنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند ، اما همین که مطمئن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند

+نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت0:52توسط محمدرضا | |

جلوی اشکاتو بگیر گریه  نکن

روی گونه هات نذار بارونی شه

نذارغضه تودلت زندونی شه

قیمت گریه زیاد بیخودی هدر نکن

واسه هرکسی تودنیا اشک ودربه در نکن

میدونم تحملش سخت ولی گریه نکن

دل عاشقت که بدبخت ولی گریه نکن 

یکی ارزشش رو داره که براش فدا بشی

توبدوم که بهترین رفیق براشی

توی دریای چشات شدم اسیر گریه نکن

جلوی موجای اشکاتو بگیر گریه نکن

روی گونه هات نذار بارونی شه

نذارغضه تودلت زندونی شه

+نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت23:51توسط محمدرضا | |